ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
66
مجمع التواريخ ( فارسى )
بهم رسانيد اما سيد احمد خان بسبب دلاورى و مردانگى كه داشت جنگهاى مردانه كه هر روز پشت به شهر داده با افاغنه مينمود جمعى كثير از افاغنه بقتل رسيده نتوانستند بجهرم دست يافت . در اين بين خبر رسيد كه محمود كه پادشاه افاغنه بود در ماه رجب سال يكهزار و يكصد و سى و هفت ( 1137 ) هجرى بعد از قتل شاهزادههاى صفوى جنونى بر او طارى و عارض شده بر دست ابن عم خود اشرف بقتل رسيد و بعضى از سركردگان افغان كه ركن ركين دولت افاغنه بودند نيز بسبب عدم موافقت اشرف كه راضى بسلطنت او نبودند و ميخواستند كه پسر محمود را پادشاه كنند بدست اشرف بقتل رسيدند . بنابراين اكثر افاغنه را اضطراب روى داده از محاصرهء لار و جهرم دست برداشته در شيراز جمعيت نمودند و سيد احمد خان در شهر رمضان سنهء مذكوره از جهرم برآمده جميع سرداران داراب و نيربز و اصطهبنات و فسا و خفر و غيره به قدر پنج شش هزار سوار و پياده بر سر او جمعيت نمودند و در اين بين خبر سيد احمد خان در آذربايجان بشاه طهماسب رسيد ، مخالفين دوست نما شاه طهماسب را خاطر نشان نمودند كه ميرزا سيد احمد خود پادشاه رس و صاحب داعيه و دشمن خانگى است ، ابتدا فكر دشمن خانگى را بايد نمود من بعد علاج دشمن خارج آسان است . ملخص كلام اينكه باغواى بعضى شاه طهماسب بفكر استيصال او افتاده ولى محمد خان شاملو را بحكومت كرمان و شاه ورديخان چگنى كرد را سپهسالار بلاد فارس نموده فرامين بسرداران و سركردگان فارس نوشت كه سيد احمد خان باغى و طاغى است هرگز رفاقت او نخواهيد كرد بلكه او را بسته حوالهء شاه ورديخان نمائيد كه او را روانهء حضور نمايد و شاه ورديخان خود بحوالى نيريز و داراب رسيد و نيز سيد احمد خان از محاصرهء جهرم برآمده بود و از جانب كرمان ولى محمد خان برادر خود را با امير مهر على تزرج احمدى كه از سرداران بلوچ بود روانه به سمت لار نموده بود و او